ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

129

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و اعلم بانك لا أبا لك فى الذى * اصبحت تجمعه لغيرك خازن يا عامر الدنيا ا تعمر منزلا * لم يبق فيه مع المنيه ساكن الموت شيء انت تعلم انه * حق و انت بذكره متهاون ان المنية لا تؤامر من اتت * فى نفسه يوما و لا تستاذن مفاد آن به فارسى چنين است : هان اى ( انسان ) سرنوشت بر آنچه وجود دارد پيشى جسته و به خدا ضامن روزى تو نباشد تو به آنچه نيست مىشود دلبسته‌اى و ترك آنچه بىنيازى آورد گفته‌اى تو گوئى ايمن از حوادث هستى مگر دنيا و آوردگاه مردم آن را نمىبينى ؟ پس امروز براى روزى كه از آن جدا ميشوى اى نوحه‌گر ( دنيا ) كار ميكن و بدان به آنچه كه دل بسته دارى تو همى گردآورى و ( سرانجام ) براى ديگرى خازنى بيش نيستى . هان ؟ اى كسى كه سازندهء دنيا هستى سرائى را بنا همى كنى كه مرگ در آن ساكنى را بجاى نخواهد گذاشت و تو نيك ميدانى كه مرگ حق است و در ياد آن سستى روا همى دارى و چون فرا برسد ، دربارهء روزى كه بر تو تازد نينديشد و اجازت از تو نگيرد . گفتم : سپاس خداى را كه امير المؤمنين را توفيق سرودن چنين ابياتى داده است ، گفت : بلكه منت خداى راست كه ما را ملزم به ياد خود و موفق به سپاس خويش نموده است . آيا نشنيده‌اى سخن حسن بصرى دربارهء اهل معاصى كه گويد : آسان بر آنها كرد ، بر او عصيان ورزيدند . و چنانچه دچار سختى شدند ، در پناهشان گرفت . ستودنيهاى پروردگار بسيار است . بيان خلافت القائم بامر اللّه همين كه القادر باللّه درگذشت ، فرزند او القائم بامر اللّه ابو جعفر عبد اللّه بر مسند خلافت بنشست و تجديد بيعت با او كردند ، پدرش بسال چهار صد و بيست و يك چنان كه پيش از اين ياد كرده بوديم ، به ولايت عهدى براى او بيعت گرفته بود ، و خلافت